الميرزا القمي
100
جامع الشتات ( فارسي )
الاطلاق در منهيات عبادات نسبت به عبادات ، ملاحظه كرده ، حكمت ومصلحت در همان است . پس گوييم مثلا آدابى كه در نماز از اين حيثيت كه نماز است نسبت به مرد ، از اين حيثيت كه مرد است ملاحظه كرده ، راجح در فعل آن ، همان است كه وضع كرده وشكى نيست كه مقصود مستأجر هم بايد اشرف أوضاع واصلح آنها باشد واين در واجبات ومحرمات كمال وضوح دارد ، مثل نماز در حرير وانحنا به قدر أقل واجب در مرد . 224 - سؤال : هرگاه مصلى در قنوت يا سجود نماز واجب يا مستحب ، از آيات قرآني به قصد دعا تلاوت نمايد ، منشأ بطلان نماز مىشود يا نه ؟ جواب : مانعى ندارد . 225 - سؤال : هرگاه مصلى ، اعراب آخر آيات حمد وسوره ، يا ساير أذكار وادعيه را نداند ، نمازش باطل است يا در حالت وقف به سكون ، مىخواند كافى است ؟ جواب : ظاهر اين است كه وقف كردن به سكون ، كافى است در صحت نماز ، هر چند نداند كه اعراب آخر كلمه چه چيز است ، بلى اگر خواهد وصل كه كند بايد اعراب را بداند ، چون وصل به سكون جايز نيست ، پس بايد بداند كه به چه نحو بايد بخواند . 226 - سؤال : مصلى ، كلمهاى يا حرفى را غلط گفته ، يا درست از مخرج ادا نشده ودر تكرار نيز غلط يا درست ادا نشود ، در دفعه ثالثه ، فعل كثير به عمل مىآيد يا نه ؟ جواب : اين را فعل كثير نمىگويند . بلى اگر اين شخص ، وسواسى وكثير الشك است ومكرر تكرار كلمه مىكند ، ظاهر اين است كه تكرار ، مبطل باشد . به جهت اينكه اين منهى عنه است وذكر وقرآن ودعايى كه در نماز جايز است منصرف به اين نوع قرآن وذكر ، نمىشود ، خصوصا هرگاه منجر به فعل كثير شود ، يا قرائت را از أسلوب قرائت بيرون كند . خلاصه بايد تمييز كرد ما بين اين كه جزما غلط گفته بود وتكرار از براي تدارك غلط است ، وما بين اينكه شك در صحت داشت ودر محل خود تدارك آن مىكند . وما بين اينكه تكرار كند از باب احتياط كه بر وجه أكمل بگويد . وما بين اينكه وسواسى است وبه متابعت شيطان ، تكرار مىكند . 227 - جواب : اظهر اين است كه تكرار موصوف ومضاف ، ضرور نباشد ، چون در أول بار بر